میهمانی دردسرساز در ویلا

به گزارش نماشو، دختر جوان که به اصرار یک پسر به ویلای او رفته بود، وقتی با مخالفت وی برای خروج از ویلا رو به رو شد سناریوی گروگانگیری را بیان کرد، اما تصور نمی کرد که این سناریو پای پلیس را به ماجرا بکشاند.

میهمانی دردسرساز در ویلا

جهت دریافت خدمات ساخت باغ ویلا با گروه ساختمانی آبان در ارتباط باشید. گروه آبان با سالهای تجربه طراحی معماری و ساخت و مشارکت در پروژه های ساختمانی ویلا و باغ کوچک و بزرگ بهترین انتخاب جهت مشاوره و اجرا میباشد.

به گزارش ایران، ساعت 2 بامداد نخستین روز فروردین سال جاری زن جوانی هراسان و سراسیمه به کلانتری 128 تهران نو رفت و از ربوده شدن دوستش اطلاع داد.

او گفت: چند دقیقه قبل یکی از دوستانم به نام فتانه برایم چند پیغام صوتی فرستاد. او در پیغام هایش گفت که وی را ربوده اند و در خانه ای ویلایی در منطقه ده ترکمن نگهداری می نمایند، حتی فتانه موقعیت جغرافیایی محلی را که در آن گروگان گرفته شده بود برایم فرستاد؛ بعد از آن چند پیغام برایش فرستادم و او در جواب گفت که دیگر نمی تواند صحبت کند و مدام از من می خواست که به موقعیت ارسالی بروم و به او یاری کنم.

مأموریت برای نجات

زن جوان پیغام های صوتی دوستش و موقعیت مکانی را که او برایش فرستاده بود به مأموران نشان داد؛ باتوجه به مدارک موجود و اظهارات زن جوان، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد؛ از آنجایی که مدارک نشان از آدم ربایی می داد، به دستور بازپرس مصطفی واحدی تیمی از مأموران کلانتری راهی موقعیت ارسالی از سوی فتانه شد.

مأموران ساعتی بعد به ویلایی در ده ترکمن رسیدند آن ها چندین بار زنگ در خانه را به صدا درآوردند، اما کسی جوابگو نبود، مأموران در تماس با بازپرس شعبه یازدهم دادسرای امور جنایی پایتخت اعلام کردند که کسی در ویلا را باز نمی کند، اما چراغ ها روشن است و سه خودرو داخل محوطه حیاط پارک شده است.

با احتمال گروگانگیری و با توجه به پاسخ ندادن ساکنان ویلا، خاتمه بازپرس جنایی دستور ورود به خانه ویلایی را صادر کرد و به محض ورود مأموران به خانه ویلایی، ناگهان دختر جوانی سراسیمه خود را به آن ها رساند.

دختر 21 ساله با دیدن مأموران گفت: من فتانه هستم و به دوستم پیغام دادم که مرا ربوده اند و تصور می کنم دوستم موضوع را به شما اطلاع داده است.

او ادامه داد: راستش را بخواهید آدم ربایی و ربودنی در کار نیست. شب گذشته برای میهمانی به خانه ای در فرمانیه رفتم آنجا با پسر جوانی به نام اشکان آشنا شدم. دوستان اشکان به همراه همسران شان در میهمانی بودند و پس از سرانجام میهمانی، اشکان مرا به ویلایش در ده ترکمن دعوت کرد.

راهی برای بازگشت

دختر جوان گفت: چون به تازگی با اشکان آشنا شده بودم و از سویی دوستان او با همسران شان بودند، پیشنهاد او را قبول کردم و سوار بر خودروی اشکان راهی ویلایش شدیم. اشتباهی که کردم، این بود که به اصرار او خودروام را نیاوردم؛ فردای آن روز زمانی که خواستم به خانه برگردم، اشکان اصرار کرد که سال تحویل را هم با آن ها باشم. با اینکه خانواده ام منتظرم بودند، اما به ناچار آنجا ماندم و بعد از سال تحویل تصمیم به بازگشت گرفتم که آن ها گفتند ما چند روزی در ویلا می مانیم. اصرار های من برای بازگشت بی فایده بود و از سویی، چون خودرویی نداشتم، نمی توانستم به خانه برگردم. از طرفی خانواده ام مدام تماس می گرفتند و از من می خواستند به خانه برگردم. نمی دانستم چکار کنم ناگهان به ذهنم خطور کرد که به دوستم پیغام بدهم و به دروغ به او بگویم که مرا ربوده اند. تصورش را نمی کردم که صحبت هایم باعث گردد که او به پلیس خبر دهد و پای پلیس به این ماجرا کشیده گردد.

در ادامه تحقیقات انجام شده از سوی مأموران و تأیید صحبت های فتانه، دختر جوان نزد خانواده اش برگردانده شد و سناریوی دروغین آدم ربایی برملا شد.

منبع: فرارو
انتشار: 18 فروردین 1400 بروزرسانی: 18 فروردین 1400 گردآورنده: namasho.com شناسه مطلب: 2460

به "میهمانی دردسرساز در ویلا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "میهمانی دردسرساز در ویلا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید